صفحه اول | تماس باما | ورود
 
زندگينامهدیدگاه هاکتابهامقالاتمصاحبه هاعکسها 
عناوين سايت
زندگينامه
دیدگاه ها
کتابها
مقالات
مصاحبه ها
عکسها
تبليغات
چهره پیوسته قرآن


سيد محمد علی ايازی

نه طوطی، نه زنبور

پاسخی به نامه دوم دکتر سروش به آیت الله سبحانی

گفتمان گفتمان وحی نبوی، در این دوره اخیر به فضای بحث های کلامی رونقی شگرف بخشید و به مطالعات اسلامی رنگ و جلوه دیگری داد. مجموعه مباحثی که تاکنون در نظریه جناب آقای دکتر سروش مطرح شده، با آنچه پیش از ایشان مطرح گردیده، گویای این حقیقت است. از قرن سوم تا این دوره که برخی از معتزله و باطنیه به بشری بودن الفاظ وحی تأکید کرده، شاید مجموع ادعا ها و مطالبی که در اثبات و نقد این نظریه به نگارش درآمده، به چند صفحه نرسد، درحالی که تاکنون تنها درطرح و نقد این نظریه به بیش از سیصد صفحه بزرگ نشر یافته و مهم آنکه این پژوهش ها با دیدگاهای مختلف انجام شده و این فضا مجال فراوانی را برای بحث ها و رونق اندیشه های بنیادین و تکاپوآفرین فراهم ساخته است و روی آوری دو باره به علم کلام را پس از دوره ای رکود -که از عصر طلایی علم کلام رو به خاموشی نهاده بود- نوید می دهد .

آنچه مایه مسرت مضاعف است، فعال شدن همه جانبه حوزه علمیه قم و مشارکت در این بحث جنجالی و بهره گیری از این فرصت برای پاسخ به شبهات و اشکالات است که در مجموع می توان رویکرد و گفتمان آن را علمی ، منطقی ، معقول و درمقایسه با بحث های گذشته، ازسطح متکامل تری ارزیابی کرد، هرچندکه انتظار می رود خویشتن داری در برابر نظریه مخالف و پیروی از جدال احسن و برگزیدن زبان پاک به دور از تکفیر و تفسیق بیشتر شود. و برای رونق دین و علم ضروری تر به نظر می رسد. اگر کسانی این روزها به راهی دیگر رفته، و در برابر نقد عالمانه از روشهای دیگری استفاده کرده، از درون حوزه ها مورد نقد جدی قرار گرفته است.


نقطه عزیمت اینجانب در این نوشتارارائه توصیفی فلسفی و عرفانی از وحی و عقلانی کردن فرآیند وحی نیست؛ بلکه بیشترناظر به توصیفی درون متنی [1]و نقد نتیجه گیریها از نظریه است. به طور مشخص برای بررسی این نظریه، در دو مقوله کاوش می شود، هرچند در لابلای بحث نکاتی از مطالب دیگرایشان نیز گفتگو خواهد شد.

یکم: وحی نبوی، ادراک و دریافت از بالا به پایین و با اسباب و عللی غیر مادی، گزینشی و غیر مترقبه و به جز راه های شناخته شده و وابسته به فکر و اندیشه و دانش های بیرونی است. این نظریه در جهت نفی خرد نیست، اما ملازمه ای هم میان خردپسندی با توصیفی غیرمادی درآن نمی بیند؛ زیرا بشر همواره در زندگی خود شاهد تجربه های فراوان معنوی است که غیر مترقبه و غیر قابل تفسیر با حرکات عادی و طبیعی است و می تواند شاهد برآن حرکات خارق العاده ای باشدکه بعضاً در دوره معاصر در یادگرفتن قرآن با همان الفاظ اتفاق افتاده، و می تواند فهمی از القای حروف و کلمات مانند معانی را نشان دهد.

دوم: وحی نبوی در اتصال و ارتباط با ملأ اعلی و ادراک علوم، فرقی میان علوم و معارف آن جهانی و این جهانی نمی بیند؛ زیرا مسائلی مانند: صفات خداوند،‏ ‏حيات پس از مرگ و عالم غیب و مسائل اين جهان و جامعه انساني از نظر اخباروحی تفاوتی ندارد، پیامبر پیش از این، هیچکدام را نمی دانست و با ارتباط با وی دریافت : أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ (نساء/113) همانطور که ادراک او از معارف غیب (نه زبان بیان)متأثر از امور بیرونی نبود، دریافت اواز واقعیات و نیازهای مخاطبان و نسل های بعدی از امور بیرونی نیست و فرود آمده از جانب حق به زبان و قالب قابل فهم برای مردم است.


[1] . ممکن است کسی بگوید نقد درون متنی در پاسخ به اشکال های آقای سروش کارایی نداشته باشد، در صورتی که افزون براینکه ایشان بارها به همین متن استناد می کند ، برای کسی که حتی اعتقادی به این متن ندارد، باید نظریه او در توصیف و تحلیل متن، سازگار با کلیت خود همان متن باشد.

ادامه مطلب







قرآن نازله ای عربي

(بررسی دیدگاه جناب آقای دکتر سروش درباره جایگاه زبانی قرآن)

سید محمد علی ایازی


عوامل وحدت بخش در قرآن و حدیث

سید محمد علی ایازی

چکیده:

گفتگو درباره عوامل و عناصر تشکیل دهنده وحدت، یکی از مبرم ترین نیازهای جامعه اسلامی است که باید هم مفهوم از وحدت و هم مراد از عوامل و اهمیت و اهداف آن را در قرآن و روایات توضیح داد.بی گمان قرآن کریم در پیش از پنجاه آیه به مسئله وحدت و عواملی که فراهم آورنده اختلاف، پرداخته و راههای رسیدن به وحدت را نشان داده است.از این راهها می توان به رفتار مسالمت آمیز با مخالفان، پرهیز ازطرح مسائل اختلاف برانگیز و بی ثمر مذهبی، جلوگیری از تحریک احساسات و توهین به مقدسات، پرهیز از تکفیر صاحبان فرقه های اسلامی، رعایت حقوق اجتماعی، رعایت اصول اخلاقی، و تعامل علمی میان دانشمندان و فرهیختگان مسلمان اشاره کرد و تأثیر این عوامل را در تحقق وحدت نشان داد. چنانکه اگر این اصول از سوی هر یک از عالمان و صاحبان مذاهب رعایت شود، دشمنان اسلام و کسانی که آب به آسیاب آنها می ریزند دیگر نمی توانند جنگ و خون ریزی در میان مسلمانان راه بیاندازد و این گونه جهان اسلام را پراکنده و دسته دسته مانند لشکر شکست خورده سازند تا جایی که بتوانند جهان اسلام را تحقیر و به مقدسات و شخصیت پیامبر گرامی و قرآن توهین کنند و کشورهای مسلمان را در این گوشه و آن گوشه جهان اشغال و تصاحب کنند.
ادامه مطلب...

بازتاب ادیان پژوهی بلاغی درتفسیر آلاء الرحمان

سید محمد علی ایازی

چکیده

از مسائل قابل بررسی در حوزه تفسیر پژوهی ، تاثیر دانسته های مفسر و بازتاب های آن در تفسیر قرآن کریم است. بی گمان علامه بلاغی شخصیتی ممتاز در حوزه ادیان پژوهی و مسیحی و یهودی شناسی،و نقطه عطفی در دوره متاخر دانشمندان شیعه بود که با آثار گوناگون بویژه در حوزه کلام و تفسیر به مطالعات قرآن پژوهی رونقی ویژه بخشید.در این مقاله با کند و کاو در جایگاه ادیان پژوهی در تفسیر و تاثیر دانستنی ها و بهره گیری از روش مقایسه و تطبیق، اهمیت این گرایش و فواید طرح این گونه از پژوهش ها نشان داده شده است و برای کشف این بازتاب ها، معرفی اجمالی از تفسیر و ویژگی های شخصیت فرهنگی و روش شناسی تفسیر این دانشمند فرزانه بازگو شده است.

بازتاب های ادیان پژوهی تفسیر در دو بخش، بازتاب های مستقیم و غیر مستقیم آمده که نشان می دهد چگونه علامه بلاغی پژوهش های دراز دامن را بکاربسته،وازروش مقایسه و تطبیق درجهت کشف کلام بهره گرفته و چگونه این دانش ها بر تحقیقات دیگر محقق سایه افکنده وتفسیراو صبغه کلامی و تاریخی پیدا کرده است.
ادامه مطلب...

روايات امام جعفر صادق(عليه السلام) در تفسير قرآن

براساس «مسند الإمام الصادق(عليه السلام)»

سيد محمّدعلى ايازى

به پاس پنجاه سال تلاش و تحقيق استاد عطاردى

چكيده

از معصومان(عليهم السلام)در تفسير و توضيح آيات قرآن، روايات فراوانى به دست ما رسيده است. در اين ميان، روايات منسوب به امام جعفر صادق(عليه السلام) در مقايسه با ديگر معصومان از تعداد بيشترى برخوردار است.

نويسنده اين مقال، با استفاده از مجلّدات ششم و هفتم و هشتم كتاب مسند الإمام الصادق(عليه السلام)اثر استاد عزيزالله عطاردى، به بررسى اين روايات و گونه هاى آن پرداخته است. وى روايات تفسيرى امام صادق(عليه السلام) را تحت ده عنوان تقسيم بندى نموده است:

1. شرح واژگان; 2. شرح مفادّ كلمه; 3. شرح جمله و مفادّ كلمه; 4. زدودن شبهه و تصحيح بدفهمى نسبت به قرآن; 5. تأويل آيات 6. تعيين مصداق و مصاديق; 7. تبيين معارف اعتقادى; 8. توجّه به پيام و اهداف تربيتى; 9. توضيح قصص قرآن; 10. توجّه به لايه هاى باطنى.
ادامه مطلب...


قرآن کریم و نظام چند معنایی

سید محمد علی ایازی

شهریور١۳۸۶

چکیده

تردیدی نیست که فهم قرآن کریم بر مبنای واژگان است ،اما این پرسش مطرح است که مدار فهم بر کدام معنای واژگان است ،معانی که مردم عصر نزول فهمیده اند و در آثار تفسیری از صحابه و تابعین نقل شده ،یامعانی که در ظرفیت این الفاظ قرار دارد ،هر چند در آن عصر مفهوم نبوده باشد ،در این باره دو نظریه در برابر هم نشسته ،کسانی که با تفسیر های فلسفی ،عرفانی ،علمی و اجتماعی مخالفت کرده اند، گفته اند ،این معانی را سلف صالح نمی فهمیده و در عرف زمان نزول رایج نبوده است. وکسانی گفته اند، مدارفهم تنهامردم عصرنزول نیست وقرآن دارای نظام چندمعنایی است. برخی ازمعانی راآن عصر می فهمیده اندوبرخی رامردم دیگرزمانها واین معانی هیچگاه تمام شدنی نیست . در این مقاله سعی شده است ادله و مبانی هر یک از طرفین برشمرده شود و در آغازبه سیر اندیشه چندمعنایی و دسته بندی موافقان ومخالفان و عوامل مخالفت و موافقت اشاره شود و ادله هر یک در بوته نقد و بررسی قرار گیرد و تفاوت میان توسعه در معنی و تحول آن شرح داده شودو پس از بیان ضرورت توسعه ،دلایل و شواهد و قواعد استنباط معنی در توسعه تبیین و توضیح داده شود واگر در جاهایی افراط و تفریط شده ،به آن اشاره گردد.

کلید واژه: شمول معنایی،توسعه معنی ، تحول در معنی .معنی شناسی ،زبان شناسی، قواعد تفسیر،بافت کلام ،چندمعنایی،روح معنا،حداکثرمعنا.
ادامه مطلب ...

پايگاه اطلاع رساني سیدمحمد علي ايازي